تبليغاتX
وبلاگی برای همه

تشویق نکنید لطفا!!!!!

براي تو مينويسم

سلام  به  آنکه هست کرد  از نيست

سلام به آنکس که عشق را در کودکي مقدس کرد

سلام به تو اي پادشاه خوبان

تو که درويشي در کنار گدايان

تو که هم نواي اشکها  و  هم صداي رد  پاي مسافر

براي تو مينويسم

براي تو که دگر  به کوي  ما نمي  آيي

دگر نگا هت را به ما نمي  اندازي

شنيده ام که در کنارت  خوبان نشسته اند

يادي از ما کن

ما عاشقان دل شکسته ايم

گر چه در تاريکي ها گوشه گيريم

اما با یک شمع 

قناعت دنيا خواهيم کرد

قنا عت آنچه که ندارريم

آنچه که روزگار از ما گرفته و  تو هم ...

آره  خدا  جون 

خيلي  تنهام

 

 

+ نوشته شده در 88/03/26ساعت 11:52 توسط D.J_ryan |

  

گوش کن،جاده صدا می زند از دور تو را.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلک ها را بتکان،کفش به پا کن،و بیا.

و بیا تا جایی،که پر ماه به تو هشدار دهد.

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامیر شب اندام تو را،مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کند.

پارساییست در آنجا که تو را خواهد گفت:

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است.

 

+ نوشته شده در 88/03/24ساعت 11:37 توسط D.J_ryan |
یاد قلبت باشد...

 

یاد قلبت باشد... یک نفر هست که این جا

بین آدمهایی که همه سرد و غریب اند با تو

تک و تنها به تو می اندیشد

و کمی

دلش از دوری تو دلگیر است...

مهربانم ... ای خوب!

یاد قلبت باشد ...

یک نفر هست که چشمش

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است:

زیر این سقف بلند ... هر کجایی هستی... به سلامت باشی

و دلت همواره ... محو شادی و تبسم باشد

مهربانم... ای خوب!

یک نفر هست که با تو ... تک و تنها با تو ...

پر اندیشه و شعر است و شعور...

پر احساس و خیال است و سرور ...

مهربانم ... این بار... یاد قلبت باشد!

یک نفر هست که با تو .... به خداوند جهان نزدیک است ...

و به یادت هر صبح

گونه ی سبز اقاقی ها را ... از ته قلب و دلش می بوسد

+ نوشته شده در 88/03/24ساعت 11:14 توسط D.J_ryan |
امشب همه چیز رو به راه است

امشب همه چیز رو به راه است
همه چیز آرام.....آرام ... باورت می شود ؟

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چيز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چيز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...
که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ....
تو نگرانم نشو !!
"فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت

+ نوشته شده در 88/03/20ساعت 11:28 توسط D.J_ryan |

می زند باران به شیشه

شیشه اما سرد و سنگین

بی تفاوت،تلخ و خاموش

شاید از یک غصه غمگین

 

شیشه در اوج سپیدی

خسته از دلواپسی ها

من نشسته گنگ و مبهم

می رسم تا عمق رویا

 

آسمان همچو دل من

خیس خیس از بی وفایی

بر لبم نام تو دارم

ای بهار من کجایی؟

 

تا به کی چون شیشه ماندن

در نگاه قاب تقدیر

من همه میل رسیدن

دل ولی بسته به زنجیر

 

آمدم تا چشمهایت

در دلم عشقی بکارد

تو ولی گفتی که برگرد

شیشه احساسی ندارد

 

می زند باران هنوز آه

این چنین غم در دل کیست

دست من بر شیشه لغزید

شیشه هم با بغض بگریست

+ نوشته شده در 88/03/20ساعت 11:25 توسط D.J_ryan |
کارها ی کریس انجل

 

سلااااااااااام!!!!چطورین؟خوووووفییییننن؟دیروز که آپم نصفه موند.امروز کاملش میکنیییییممم!!!

خوب برسیم به کارهای این آقای محترم که تو هواست

کریس انجل:

 عجیب ترین انسان در دنیای امروز که زنده سوزانده شدن-زنده دفن شدن-پرواز در آسمان و راه رفتن روی آب- نصف کردن خودش از وسط و حتی نصف کردن دیگران ! برایش به راحتی آب خوردن برای ماست!
معتقد است همه انسانها می توانند رویاهای خود را به حقیقت تبدیل کنند به شرط آنکه ایمان داشته باشند.

+ نوشته شده در 88/03/19ساعت 10:32 توسط D.J_ryan |
سلام.خوبین؟چطورین؟میدونید که من اصلا حوصله ی احوال پرسی رو ندارم پس یه راست میرم سراغ آپم

  مسلما اینو میشناسین ولی میگم کیه:

Jessica SimpsOn

پشیمون شدم آپم چرته میرم یکم فکر کنم بر میگردم!!!

 

+ نوشته شده در 88/03/18ساعت 14:5 توسط D.J_ryan |
تو هم جزو این ها هستی؟
 

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،

بعضی‌ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو،

بعضی‌ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه،

بعضی‌ها یک عمر زندگی می‌کنند برای رسیدن به زندگی،

بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند.

بعضی‌ها حمال کتابند،

بعضی‌ها بقال کتابند،

بعضی‌ها انباردارکتابند،

بعضی‌ها کلکسیونر کتابند

بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان،

بعضی‌ها اصلا‏ قیمتی ندارند،

بعضی‌ها به درد آلبوم می‌خورند،

بعضی‌ها را باید قاب گرفت،

بعضی‌ها را باید بایگانی کرد،

بعضی‌ها را باید به آب انداخت،

بعضی‌ها هزار لایه دارند

بعضی‌ها ارزششان به حساب بانکی‌شان است،

بعضی‌ها همرنگ جماعت می‌شوند ولی همفکر جماعت نه،

بعضی‌ها را همیشه در بانک‌ها می‌بینی یا در بنگاه‌ها.

بعضی‌ها در حسرت پول همیشه مریضند،

بعضی‌ها برای حفظ پول همیشه بی‌خوابند،

بعضی‌ها برای دیدن پول همیشه می‌خوابند،

بعضی‌ها برای پول همه کاره می‌شوند.

بعضی‌ها نان نامشان را می‌خورند،

بعضی‌ها نان جوانیشان را میخورند،

بعضی‌ها نان موی سفیدشان را میخورند،

بعضی‌ها نان پدرانشان را میخورند،

بعضی‌ها نان خشک و خالی میخورند،

بعضی‌ها اصلا نان نمیخورند،

بعضی‌ها با گلها صحبت می‌کنند،

بعضی‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضی ها صدای آب را ترجمه می‌کنند.

بعضی ها صدای ملائک را می‌شنوند.

بعضی ها صدای دل خود را هم نمی‌شنوند.

بعضی ها حتی زحمت فکرکردن را به خود نمی‌دهند.

بعضی ها در تلاشند که بی‌تفاوت باشند.

بعضی ها فکر می‌کنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضی ها فکر میکنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضی ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود می‌دانند.

بعضی ها فکر میکنند پول مغز می‌آورد و بی پولی بی مغزی.

بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می‌کشند.

بعضی ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه می‌گیرند.

بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها که نمی‌کشند.

بعضی ها یک درجه تند زندگی می‌کنند، بعضی‌ها یک درجه کند.

هیچکس بی‌درجه نیست.

بعضی ها حتی در تابستان هم سرما می‌خورند.

بعضی ها در تمام زندگی‌شان نقش بازی می‌کنند.

بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ.

بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است، بعضی به اندازه یک شهر،

بعضی به اندازه کرة زمین و بعضی به وسعت کل هستی.

بعضی ها به پز میگویند پرستیژ

بعضی ها خیلی جورهای مختلف هستند.
شما چطور؟ آیا شما هم از این بعضی ها هستید ؟؟؟

+ نوشته شده در 88/03/17ساعت 15:20 توسط D.J_ryan |
love

 I never knew love could be a silence in the heart

A moment when the time is still

And all I've been looking for is right here in my arms,
Just waiting for the chance to begin;

I never knew love could be the sunlight in your eyes,
On a day that you may not have seen,
And all I've been searching for, well words could never say,
When a touch is more than anything;

Maybe you will never know how much I love you,
But of this, be sure;
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore;

And in the dark night, you'll follow the bright light,
And go where the love must go,
And you will wake in the morning to a brand new day,
Take all your worries away;

Maybe you will never know how much I love you,
But of this, be sure,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore

+ نوشته شده در 88/02/10ساعت 14:7 توسط D.J_ryan |
love

 I never knew love could be a silence in the heart

A moment when the time is still

And all I've been looking for is right here in my arms,
Just waiting for the chance to begin;

I never knew love could be the sunlight in your eyes,
On a day that you may not have seen,
And all I've been searching for, well words could never say,
When a touch is more than anything;

Maybe you will never know how much I love you,
But of this, be sure;
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore;

And in the dark night, you'll follow the bright light,
And go where the love must go,
And you will wake in the morning to a brand new day,
Take all your worries away;

Maybe you will never know how much I love you,
But of this, be sure,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore,
Here is your paradise, here is your book of life,
Where you and I will be forevermore

+ نوشته شده در 88/02/10ساعت 14:5 توسط D.J_ryan |